X
تبلیغات
مرکز دانلود موزیک و سرگرمی

مرکز دانلود موزیک و سرگرمی

دانلود موزیک ، موزیک ویدیو و هرچی که بخوای !!!

قیصر امین پور

زندگینامه

 

قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"
آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.


ویژگی سخن



قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

در طلیعه دفتر "به قول پرستو" شاعر با طرح چند پرسش ارتباط خود را با مخاطب آغاز می کند:

چرا مردم قفس را آفریدند؟ ----- چرا پروانه را از شاخه چیدند؟

چرا پروازها را پر شکستند؟----- چرا آوازها را سر بریدند؟



قالبهای مورد علاقه همین پور عبارتند ار:چهارپارهغزلدو بیتی- قالب نیمایی- مثنوی


ویژگی های شعری


الف: مضمون بکر

هوشیاری و دقت نظر امین پور از او شاعری مضمون یاب و نکته پرداز ساخته است. مضمون یابی و نکته پردازی او از نوعی نیست که وی را از واقعیت ها دور ساخته و نازک اندیشی های معما گونه را به ذهن و زبانش راه دهد. (مثل شاعران سبک هندی)

ویژگی زبان او در عین سادگی و روانی، از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

مثلاً شعرهای لحظه سبز دعا- حضور لاله ها- لحظه شعر گفتن

ب: اندیشه های نو

یک تفکر سنتی در این مورد بر این باور است که هر چه بوده، گذشتگان و دیگران سروده و نوشته اند. پس آنچه سروده و نوشته می شود، تازگی و طراوت ندارد و دست کم تفسیری از آثار آنان است. اما پاسخی دیگر هست که می گوید: همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز و به خلق و کشف مدام هنری باور دارند.

قیصر یکی از شاعرانی است که در این زمینه تلاش خوبی را سرگرفت.

در قطعه "راه بالا رفتن" این نوگرایی در مضمون و اندیشه دیده می شود.

ج: زبان امروزی

امین پور در شعرهایش می کوشد از زبان امروزی در نهایت سلاست و روانی استفاده کند و رعایت کامل قوانین بکار گرفتن فرهنگ کنایات و اصلاحات به جمعیت زبان او کمک می کند. او در شعر "بال های کودکی" بیش از هر شعری فرهنگ زبانی توده مردم را وارد کرده است.

د: گوناگونی موضوعات

موضوعات برگزیده او ،عام و متعلق به نوجوانان و مردم است و تازگی و طراوت خوبی دارند و این فعالیت و حجم ذهنیت او را نشان می دهد.

هـ: وزن

یکی از راههای ارتباط با کودکان و نوجوانان در شعر استفاده از وزن ریتمیک و واژه های موزون و خوش آهنگ است و امین پور از این اوزان و نیز دیگر اوزان برای عام در شعرهایش به تنوع استفاده کرده است.


نمونه شعر


خلاصه خوبیها برای امام خمینی، از کتاب تنفس صبح


لبخند تو خلاصه خوبیهاست ----- لختی بخند خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است ----- صبحی که انتهای شب یلداست

در چشمت از حضور کبوترها----- هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

رنگین کمان عشق اهورایی----- از پشت شیشه دل تو پیداست

فریاد تو تلاطم یک طوفان----- آرامشت تلاوت یک دریاست

با ما بدون فاصله صحبت کن----- ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

قصیر امین پور، در حوزه ی شعر کودک و نوجوان نامی آشناست ولی مانند بعضی از شاعران، در حوزه ی شعر کودک مکث چندانی از خود نشان نداد و بیشتر توجه خود را به نوجوانان معطوف داشت. نمونه آثار او در بخش شعر نوجوان: مثل چشمه، مثل رود(1368)- به قول پرستو(1375)- تنفس صبح(1363)- در کوچه انقلاب (1363)

راز زندگی: از کتاب به قول پرستو- نشر زلال- چاپ اول 1375

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!


آثار

1- تنفس صبح
2-
در کوچه آفتاب
3-
مثل چشمه ، مثل رود
4-
ظهر روز دهم
5-
آینه‏ های ناگهان
6-
گل‏ها همه آفتابگردانند
7-
گزینه اشعار « مروارید »
8-
بی بال پریدن
9-
طوفان در پرانتز
10-
به قول پرستو « مجموعه شعر نوجوان »
11-
سنت و نو آوری در شعر معاصر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 16:51  توسط امیر  | 

روپرت اكساندر گريت ( رون ويزلي )

روپرت اكساندر گرينت متولد 1988 هنرپيشه نقش رون ويزلي در مجموعه فيلمهاي هري پاتر در رتفورد شاير انگلستان به عنوان بزرگترين فرزند خانواده 7 نفره متولد شد. پيش از آنكه روپرت گرينت در نقش رون ويزلي به عنوان بهترين دوست هري پاتر ظاهر شود تنها در تاترهاي مدرسه در نقشهايي چون پيتر پن ايفاي نقش كرده بود. گرينت جوان كه خود يكي از طرفداران پروپا قرص فيلمهاي هري پاتر است براي گرفتن يك نقش در اين فيلم بسيار مصر بود.



پس از ايفاي نقش رون ويزلي در فيلم كمدي تاندرپنتسن (2002) در انگلستان ظاهر شد و پس از آن تنها به حضور در فيلمهاي هري پاتر و حفره اسرآميز و زنداني آزكابان اكتفا كرد. وي همچنين صداي خود را به نمايشنامه هاي راديويي و تلويزيوني بخشيده است و به دليل صداي پيتر پن در برنامه ويژه بي بي سي مورد تقدير قرار گرفت. روپرت هم اكنون در كنار لارا ليني و جولي والترز در فيلم درسهاي رانندگي ايفاي نقش مي كند كه در سال 2006 اكران مي شود.

جيم كري و مايك مايرز از هنرپيشگان محبوب روپرت هستند. وي اكنون در رشته هنر و زبان آلماني تحصيل مي كند. بسياري از طرفداران هري پاتر از روپرت براي ايفاي نقش رون انتقاد كردند، اما بسياري نيز اعتقاد دارند كه او تنها انتخاب و بهترين انتخاب براي اين نقش است. رون ويزلي در دنياي جادوگران يكي از طرفداران سرسخت كوئيديچ است و روپرت گرينت در دنياي واقعي يك گلف باز ماهر و علاقه مند است. او در اوقات فراغت خود به ورزشهايي چون گلف، شنا و دوچرخه سواري مي پردازد و به نواختن گيتار و طراحي بسيار علاقمند است به طوريكه مي تواند يك كاريكاتور پر معني را در عرض 60 ثانيه طراحي كند.
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:54  توسط امیر  | 

شارلوت واتسون ( هرميون گرنجر )

شارلوت ديره واتسون متولد 1990 در آكسفورد شاير انگلستان است كه نقش هرميون گرنجر باهوش و درسخوان را در مجموعه فيلمهاي هري پاتر بر عهده دارد. والدين اما هر دو وكيل هستند و والدين هرميون گرنجر هر دو دندانپزشك. هرميون يكي از بهترين دوستان هري و رون درسخوانترين شاگرد در هر كدام از كلاسهاي درس هاگوارتز محسوب مي شود. اما واتسون يكي از علاقه مندان به رشته هاي ورزش بويژه هاكي، تنيس و راوندر است. پيش از حضور در مجموعه هري پاتر او تنها در تاترهاي مدرسه ايفاي نقش كرده بود و نقش اول بسياري از نمايشنامه ها چون سالهاي جواني آرتور و پرنس خوشحال را بر عهده گرفت.



واتسون در سن 10 سالگي حرفه هنرپيشگي را با حضور در فيلم هري پاتر و سنگ جادو در نقش هرميون گرنجر آغاز كرد و در دنباله هاي فيلم نيز ظاهر شد. در سال 2007 واتسون در فيلم هري پاتر و محفل ققنوس نقش هرميون گرنجر را براي پنجمين بار به تصوير مي كشد. اما، تا كنون انتقاداتي مبني بر نقش هرميون گرنجر دريافت كرده و اين در شرايطي است كه برخي از طرفداران وي اعتقاد دارند او نقش را به نحوي عالي به تصوير كشيده است. ديگران ناكامي وي را در مورد تسخير ماهيت واقعي هرميون و عدم اعتماد به نفس كاراكتر هرميون كه در اما واتسون مشاهده نمي شود مورد سرزنش قرار داده اند.

هرميون در كتاب رولينگ به عنوان دختري با ظاهري ساده توصيف شده، در حاليكه واتسون دختري زيباروي است كه به توصيف رولينگ به هرميون هيچ شباهتي ندارد. مي توان منتقدان واتسون را اينگونه توجيه كرد كه ايفاي نقش واتسون كاملا به فيلمنامه اي ارتباط پيدا مي كند كه براي او تعريف شده است. در اغلب موارد او بايد بسيار قدرتمندتر، باهوشتر و برجسته تر از شخصيت توصيف شده در كتاب به نظر رسد.

«اما» در مدرسه دخترانه هدينگتون در آكسفورد درس مي خواند كه اين مدرسه بيش از ساير موارد بر ورزش تمركز دارد. وي درباره نحوه انتخاب شدن به عنوان هرميون گفت: معلم تاتر من از من پرسيد دوست دارم كه تست بازيگري بدهم؟ من و دوستانم در ابتدا به اين پيشنهاد خنديديم اما پس از آن اين موضوع جديتر شد. در ابتدا ترسيده بودم اما توانستم موفق شوم. «اما واتسون» در سال 2002 برنده جايزه اوتو از انجمن بهترين ستاره زن، جايزه هنرمندان جوان را از سوي انجمن هنرپيشگان زن، بهترين هنرپيشه دختر جوان از سوي انجمن منتقدان ققنوس و چند جايزه ديگر را تا كنون از آن خود كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:48  توسط امیر  | 

دنيل جاكوب رادكليف ( هري پاتر )

هري پاتر با نام اصلي دنيل جاكوب رادكليف متولد سال 1989 در فولهام لندن است كه بعنوان نقش اول مجموعه فيلمهاي هري پاتر ايفاي نقش مي كند. رادكليف تنها فرزند خانواده است كه از سوي خانواده خود براي بازيگري مورد حمايت قرار دارد.




والدين او در سن 5 سالگي تصميم گرفتند وي را وارد حرفه بازيگري كنند اما تصميم خود را تا دسامبر سال 1999 معوق رها كردند. دنيل در سال 1999 در نقش ديويد كاپرفيلد در نسخه تلويزيوني بي بي سي از رمان ديكنز ايفاي نقش كرد و پس از آن در سال 2001 در نقش مارك پندل در فيلم «خياط پاناما» حضور يافت و در همان سال در نقش بيادماندني هري پاتر در فيلم هري پاتر و سنگ جادو ظاهر شد و سال پس از آن در فيلم «نمايش كه من نوشته ام» ايفاي نقش كرد. هري پاتر و حفره اسرارآميز نيز در همان سال ساخته شد . او در سالهاي بعد بار ديگر به فيلمهاي هري پاتر و زنداني آزكابان و هري پاتر و جام آتش بازگشت.

رادكليف در مدرسه خصوصي پسرانه لندن درس مي خواند و دو سگ به نامهاي بينكا و ناگت دارد. دنيل دوست دارد او را دن صدا كنند. دنيل در اوقات فراغت خود گيتار باس مي نوازد و حتي يكبار سر صحنه فيلم زنداني آزكابان يك درس گيتار باي از گري اولدمن (سيريوس بلك ) فرا گرفت. دنيل همواره يكي از حاميان خيريه هاي مختلف است و به سازمانهاي بسياري كمك مي كند. رتدكليف درباره آماده شدن براي نقش هري در قسمت چهارم از اين مجموعه گفت: «نيول» از من خواست فيلم شمال از شمال غربي هيچكاك را تماشا كنم، چرا كه او مي خواست جام آتش همچون يك تريلر پرماجرا ساخته شود.

هري در فيلم جام آتش با وجوديكه از سوي افراد بسياري مورد حمايت قرار مي گيرد، بسيار ترسيده است. او همواره مي خواهد نام و موضوعات مربوط به قهرمان بودن را پشت سر بگذارد اما شركت در مسابقه سه جادوگر او را در مركز توجه قرار مي دهد.

*************************************
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:42  توسط امیر  | 

۲۱ کاریکاتور از ستارگان هالیوود

undefined

ِ

undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined
undefined

undefined

فقط نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 20:22  توسط امیر  | 

T.A.T.U

نام گروه:TATU = TATY=t.a.T.u

تاريخ تشكيل: 2000 -مسكو روسيه.


اعضاء گروه:

1-ELENA(LENA) KATINA

اسامي مستعار:KOTENOK

تاريخ تولد: 4 اكتبر 1984-مسكو.

قد:158 سانتي متر.


2-
YULIYA VOLKOVA

اسامي مستعار:VOLK-VOLCHONOK

تاريخ تولد: 20 فبريه 1985-مسكو.

قد: 154 سانتي متر.

آلبومها:

 
      ( km/h in the Wrong Lane (2002 200


 t.A.T.u. Remixes (2003)                    

 

Dangerous and Moving (2005) (تصوير در دسترس نميباشد)


*
ابتدا خواننده گروه كر بوده اند.

* از 14 سالگي خوانندگي را آغاز كردند.

* هم جنس گرا بودن اين دو تنها يك حـقه تبليغاتي (براي
فـروش بيـشتر) پيشنهادي از سوي مـدير برنامه هاي آنها
بوده است.

* معني كلمه تتو: اين زن آن زن را دوست دارد.

*  پـخش ويـدئـو هـاي ايـن گـروه چـندين بار در كشورهاي
مختلف ممنوع گرديده است.

* VOLKOVA هم اكــنون صاحب يك دختر بنام VIKTORIA
ميباشد كه يك سال سن دارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:12  توسط امیر  | 

AVRIL

بيوگرافي

مشخصات :

آوريل لاوين تابستان 2002 با نخستين آهنگ خود Complicated در سن 17 سالگي درخشيد. او در نوجواني آهنگ مي ساخت و گيتار مي زد. كر كيسا ، جشن ها و نمايشگاه هاي محلي اجازه دادند تا   صداي لاوين شنيده شود و از خوش شانسي او مرد اول آريستا ركوردز، آنتونيو ريد، صدايش را شنيد و به آوريل در سن 16 سالگي پيشنهاد همكاري داد تا روياهاي آوريل را به حقيقت تبديل كند. چندي نگذشت كه آوريل خود را در محاصره آهنگسازان و توليدكنندگان ديد. اما او هميشه در ساختن جرقه هاي    موسيقي تكيه بر ايده هاي خود داشت. در لس آنجلس زير نظر كليف مگنس Clif Magness ، آهنگساز و توليد كننده ، نخستين آلبوم او ، Let Go ، توليد و پخش شد. آهنگ هاي او  مانند Complicated و Sk8ter Boi جزء بهترين ها شد در حالي كه I'm With You و Losing Grip از راديو پخش مي شد. همچنين آلبوم دوم آوريل با نام Under My Skin در مي 2004 به بازار عرضه شد.
 

 


    تاريخ تولد : 27 سپتامبر 1984
    محل تولد :
Napanee, Ontario, Canada
    مادر : جودي لاوين
    پدر : جان لاوين
    برادر بزرگتر: متيو
    خواهر كوچكتر : ميشل
    قد : 157
cm
    رنگ مو  : بلوند
    رنگ چشم : آبي
    وضعيت تاهل : مجرد


 

   

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 14:2  توسط امیر  | 

تام کروز

تام کروز متولد 1962 در سیراکوز نیورک است . کودکی اش را با روئای کشیش شدن سپری گردید . تام تنها پسر از چهار فرزند خانواده ی کولی السفر بود . خانواده اش تقریبا دایما در حال سفر و نقل مکان از شهری به شهر دیگر بودند و همین موضوع سبب شد که تام از دوران کودکی خود تصویر واضح و ثابتی نداشته باشد خودش در مصاحبه ای گفته است : تا رسیدن به سن چهارده سالگی پانزده بار مجبور شدم مدرسه ام را در دو کشور امریکا و کانادا تغییر دهم. پدر و مادرش هم نهایتا از هم جدا شدند و هریک به راه خود رفتند.مادرش پس از مدتی با مردی دیگری ازدواج کرد و به همراه فرزندانش در نیو جرسی ساکن شد . پدر نیز مدتی پس از مدتی در اثر ابتلا به سرطان در گذشت.

تام که مدتی در مدارس مذهبی آمریکا تحصیل کرده بود در نیو جرسی به دبیرستان رفت و در همان دوران آهسته  آهسته به هنر هفتم به ویژه بازیگری علاقه مند گردید و برای همین در سن 18 سالگی دبیرستان را ترک کرد و برای رسیدن به آرزوی خود نیوجرسی را به مقصد نیویورک ترک کرد. اولین فیلم خود را در سال 1981 در شرایطی که هنوز 20 سالش نشده بود بازی کرد این فیلم عشق بی پایان نام داشت در فاصله زمانی 1981 تا 1986 کروز در شش فیلم سینمایی ظاهر شد ولی هیچکدام از آنها شاهکار هنری نبود  اما همگی به حضور چهره محبوبی چون  تام در گیشه با استقبال فراوان روبرو گردیدند و همین امر جایگاه او را به عنوان یک ابر ستاره در سینمای آن دوران هالیوود تثبیت کرد به خصوص فیلم تجارت پر خطر محصول 1983 ساخته پل بریکمن از فیلم هایی بود که بسیار مورد استقبال تماشا گران قرار گرفت.در فیلم دور و دورتر تام با نیکول کیدمن همبازی شد این دو در تاریخ 24 دسامبر 1990 با هم ازدواج کردند و یکی از جنجالی ترین زوج های هالیوودی را تشکیل دادند .البته تام قبل از نیکول در سال 1987 با میمی راجرز ازدواج کرده بود که زندگی مشترکشان تا سال 1990 دوام یافت بعد از ازدواج تام و نیکول هر دوی آنها بسیار مورد توجه رسانه ها قرار گرفتند این دو تا سال 2001 به طور مشترک با هم زندگی کردند و در پایان این سال از هم جدا شدند . تام و نیکول در این مدت دوفرزند به نام کانر آنتونی (متولد 1995) و ایزابلا جین (1992) را به فرزند خواندگی قبول کردند که پس از جدایی مسئولیت نگهداری آنها به نیکول سپرده شد.

بعد از جدایی این دو نیز شایعات فراوانی درباره ی آنها و زندگی مشترکشان منتشر گردید . از جمله این که تام به دلیل بچه دار نشدن نیکول از او جدا شده و یا این که تام تمایلی به زندگی با تام نداشته و از همان ابتدا هم به دلیل برخی مسائل حاشیه ای با او ازدواج کرده است.

بعد از نیکول کیدمن با  پنلوپه کروز در سال 2001آشنا شد و بعد از سه سال زندگی در ژوین 2004 از وی جدا شد.

 خواهر و مدیر تبلیغات تام کروز در این باره می گوید: این جدایی را مسالمت آمیز و دوستانه خواند.

تام کروز خود عنوان کرد که هیچ کدامشان ازدواج دیگری نخواهند داشت و دوستان خوبی برای هم خواهند ماند.

 تام برای دریافت جایزه دیوید دی نالتو که همرده اسکار است به ایتالیا  رفته بود که در این سفر خود  قصد ازدواج خودش را با کیتی  هولمز اعلام کرد.

تام برای بازی در نقش اصلی نیو در فیلم ماتریکس انتخاب شده بود  اما این نقش در نهایت به کیناریوز رسید.

هرگز به مشروبات الکلی لب نمی زند.

برای بازی در فیلم ماموریت غیر ممکن در مجموع 70 میلیون دلار در آمد کسب کرد.

دارای سه خواهر به نام های ماریان ، لی آنی و کاس است.


+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:47  توسط امیر  | 

نیکل کیدمن

بيوگرافي نيکول کيدمن

نيکول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يک ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است. پدرش يک متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيکول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.

دوران کودکي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش که يک فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسک بخرد پدرش او را با خرک ورزشي تمرين مي داد. ورزش يک قسمت از زندگي او در خانه بود نيکول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يک نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو کند.

نيکول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور که بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيکه او در يک نمايش مدرسه اي در کريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.

امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در کودکي بخاطر قد بلندش نسبت به همکلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.

او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شرکت مي کرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيکول کافي بود تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيکول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي "Bush Christmas" بازي کرد. او يک اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريکه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي کند. در سال 1985 زمانيکه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيکه در آمريکا در فيلم پر هيجان "Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يک هنرپيشه شناخته شده در کل دنيا پذيرفته شده بود نيکول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا کرده بود همانطور که امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيکول "Days of Thunder" نام داشت که در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام کروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيکول و تام در کلرادو ازدواج کردند. در چند سال بعد از آن نيکول در تقلا براي براي اين بود که خود را نه فقط به عنوان همسر تام کروز بلکه به عنوان يک هنرپيشه مطرح کند. نيکول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود کرد. در فيلم بعدي نيکول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي کرد.
نيکول در فيلم "Eyes Wide Shut" با همسرش تام کروز روبرو شد که به کارگرداني استنلي کوبريک ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يک زوج موفق در هاليوود سلطنت مي کرند. فيلم قابل توجه بعدي نيکول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم "The Panic Room" کنار گذاشته شد. نيکول و تام سرپرستي دو کودک به نامهاي ايزابل جين و کونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيکول بعد از 10 سال زندگي مشترک در فوريه 2001 از يکديگر جدا شدند و سخنگوي نيکول اين را يک ماه بعد رسماً‌ اعلام کرد و طلاق در يکم آگوست 2001 رسماً انجام شد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:38  توسط امیر  | 

آنجلینا جولی

بیوگرافی انجلینا جولی:

نام : آنجلینا جولی ویت . لقب: آنجی ، زن گربه ای . قد: 173 سانتیمتر.

 او در تاریخ 4 ژانویه 1975 و در ساعت 9:09 در لس آنجلس متولد و در همانجا بزرگ شد.
نام پدرش ''جان ویت''و نام مادرش ''مارچلین برتلند'' است. همچنین او خواهرزاده ''چیپ تایلور '' می باشد. در ضمن ''جولی'' در زبان فرانسه به معنای ''زیبا'' است.
او در سن 14سالگی به کار مدلینگ روی آورد و در 16 سالگی از دبیرستان ''بورلی هیل'' فارغ التحصیل شد ''آنجلینا'' بعدها در انستیتو تئاتر استرابرگ'' آموزش دید. آنجا جایی بود که او در تولیدات کارآموزی متعددی ایفای نقش کرد.
او بعدها به عنوان مدل حرفه ای در لندن ، نیویورک و لس آنجلس کار کرد و در ویدئوکلیپهای هنرمندانی همچون ''میت لف'' ، ''لنی کراویتز آنتنلو وندیتی'' و گروه ''لمون هدتز'' ایفای نقش نمود.

در ضمن او در دانشگاه نیویورک در رشته سینما تحصیل کرده است

 وی در پنج فیلم دانشجویی برای مدرسه سینمایی که تمام آنها را برادرش نوشته بود کارکرد .

''آنجلینا'' در تاریخ 1995با ''جانی لی میلر'' ازدواج کرد و در سال 1999 از او جدا شد. او در مراسم ازدواجش با ''جانی لی میلر'' به جای لباس عروس (!) یک شلوار چرم سیاه رنگ و تی شرت

 سفید رنگ به تن داشت که بر روی آن نام همسرش را با خون خودش نوشته بود! رابطه او و برادرش بسیار صمیمی و نزدیک است و به طور جدی تحت حمایت برادرش ''جیمزهاون'' می باشد

. برادرش اغلب او را در نمایشهایش همراهی می کند و ''آنجلینا'' نیز از نام او در نمایشهایش استفاده می کند. مانند : ''جیمی کجاست؟ '' در پرده ''دختر گسیخته'' .

او خالکوبی حرف اچ را بر روی مچ دست چپش دارد که آن مربوط می شود به نام دو شخصی که بسیار با او صمیمی و نزدیک هستند. او این خالکوبی را زمانی بر روی دست خود کشید که به ''تیموتی هاتون'' علاقه داشت ، اما پس از جدائیشان از یکدیگر ، او می گوید که آنرا فقط به خاطر علاقه به برادرش ''جیمز هاون کشیده است!

شهرت وی از فیلم ''عشق همان است که هست'' ( 1996) آغاز شد. دومین ازدواج ''آنجلینا'' در تاریخ پنجم می 2000 با ''بیلی باب تورنتون'' بود که حاصل آن فرزند پسری به نام ''مادوگس'' است. ''جولی'' نگهداری از کودکش را زمانیکه برای بازی در فیلم ''خارج از مرزها'' ( 2003) در افریقا به سر می برد آغاز کرد.

آهنگها و خوانندگان مورد علاقه او ''مدونا'' ، ''الویس پریسلی'' ، ''فرانک سیناترا'' و گروه ''کلش'' می باشد. او بیشتر برنامه های مربوط به گیاهان و حیات وحش را از تلویزیون تماشا می کند .

دستمزد انجلینا در فیلم مهد زندگی 12 ملیون دلار بود .

آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.

همانطور که گفته شد همسر اول وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند

, ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.

پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در پی ازدواج آنها در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.

خانم جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

  
  

 



   

 
 




 
   
   

  




 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:27  توسط امیر  | 

برد پیت

برد پیت
نام اصلی:ویلیام بردلی پیت
تاریخ تولد :18 دسامبر 1963
محل تولد :شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا
وزن :72 کیلوگرم
قد :183سانتیمتر

 
با نام ویلیام بردلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است. اودر 18 دسامبرسال 1963 میلادی درOklahoma به دنیا آمد. مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.
ازسال 1978-82 او به دبیرستان kickapoo رفت. ا وبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.
سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستوران تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.
آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.
درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. براد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او  پا در جای  جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام در کنار تام کروز و با افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد.  درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد  ..فیلم بسیار مورد توجه منتقدان و تماشاگران سینما قرار گرفت تا آنجا که از این فیلم به عنوان  یکی از شاهکارهای دهه 90 نامبرده میشود.. بازی براد پیت و مورگان فریمن در این فیلم خیره کننده بود. این فیلم اولین همکاری  بارد پیت با دیوید فینچر کارگردان صاحب سبک  و بنام هالیوود بود. در این فیلم برد پیت با  Gwyneth  paltrow  هم بازی بود که  این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.
براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.
درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند..
درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.

- درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.
- درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.
- او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.
- درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.
و اما همتون دیگه ماجرای براد پیت و آنجلینا جولی رو می دونید..
چون نمی خوام تکراری مطلب بزارم واسه همین از پرداختن
به این موضوع صرف نظر می کنم... ولی لازم دیدم یه تو ضیح کوتاهی هم درباره فیلم آقا و خانم اسمیت بدم که این فیلم باعث ازدواج این دو نفر شد..
کارگردان: دوگ لیمن  ----- همان کارگردان فیلم معروف هویت برن.
تهیه کننده: آکیوا گلدزمن
نویسنده: سیمون کینبرگ
موسیقی: جان پاول
بازیگران:
براد پیت (جان اسمیت)
آنجلینا جولی (جین اسمیت)
آدام برادی (بنجامین دانز)
کری واشنگتن (ادی)
عرضه کننده: فاکس قرن بیستم (20th Century Fox)
تاریخ عرضه: ۱۰ ژوئن ۲۰۰۵
زمان: ۱۲۰ دقیقه
زبان: انگلیسی
هزینه: ۱۱۰ میلیون دلار
جان و جین اسمیت برای رد گم کردن و برای این که به عنوان مظنون در یک بمب گذاری در بوگوتای کلمبیا دستگیر نشوند به شکل مصلحتی با هم ازدواج می‌کنند و بعد تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند اما رابطه آنها به زودی به سردی می‌گراید.آنها در جلسات مشاوره خانواده شرکت می‌کنند اما نمی‌توانند دلیل مشکلاتشان را کشف کنند در ادامه ما متوجه می‌شویم که جان و جین دو قاتل حرفه‌ای هستند و در استفاده از انواع اسلحه ها متبحرند. سازمانهایی که هرکدام از آن دو را استخدام کرده‌اند رقیب و دشمن همدیگر هستند و جان و جین نیز از حرفه یکدیگر خبر ندارند. آنها به طور جداگانه مامور می‌شوند تا یک شاهد را که شدیدا مورد محافظت است به قتل برسانند. آن دو هم زمان و بی خبر از یکدیگر دست به عملیات می‌زنند و در نتیجه نقشه‌های یکدیگر را خنثی می‌کنند اما هر دو پی به هویت یکدیگر می‌برند هر کدام از آن دو فکر می‌کنند که دیگری برای سرپوش گذاشتن بر اعمال تبهکارانه خود دست به ازدواج زده است. به هر کدام از آن دو دستور داده می‌شود تا دیگری را ظرف ۴۸ ساعت نابود کند. طی یک تیراندازی سنگین آنها به طور سطحی زخمی می‌شوند و خانه شان نیز ویران می‌شود. اما علاقه آن دو به هم مانع این می‌شود که همدیگر را به قتل برسانند. صبح روز بعد آدمکش های هر دو سازمان به سراغ جان و جین اسمیت می‌آیند تا آنها را به قتل برسانند. جان و جین موفق می‌شوند شاهدی را که قبلا در صدد کشتنش بودند اسیر کنند. اما در نهایت تعجب در می‌یابند که این شاهد تنها یک طعمه بوده و مسئولان دو سازمان تبهکاری از ابتدا می‌خواستند کاری کنند که جان و جین همدیگر را بکشند سرانجام جان و جین موفق می‌شوند تا تمام تبهکاران را نابود کنند بعد از اتمام این ماجراها آنها حس تازه‌ای نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند.
اینم اطلاعات بیشتری درباره چند فیلم که برد پیت در اون ها بازی کرده:
 
1-True Romance محصول سال 1993 .. با اینکه براد پیت نقش اول رو بازی نمی کنه ولی فیلم خیلی معروفی هستش و کارگردان اون هم تونی اسکات مشهور می باشد..
2-Kalifornia محصول 1993 ..  نقش مقابل براد پیت روژولیت لوییز بازی می کنه
3-Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles محصول 1994 .. بازیگراش رو فقط نام می برم چون خودتون میشناسیدشون.. تام کروز- کریستین دانست – آنتونیو باندراس به همراه براد پیت..فیلم اصلی شو ندیدم ولی نسخه ویدئو کلوپی می ارزه وقت بزارین و ببینین..
4-Legends of the Fall فیلم خیلی قشنگ از براد پیت و آنتونی هاپکینز
5-Se7en ترجیح میدم درباره این  فیلم توضیح ندم .. چون اگه بخوام بگم یه چند صفحه جا می خواد.. واسه همین بی خیال  میشم..فقط اینو بگم که بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم همین فیلم هستش..
6-Twelve Monkeys محصول سال 1995این هم یه فیلم خیره کننده با بازیگرانی همچون بوریس ویلیس و جوزف میلتو و براد پیت
7- Sleepers محصول 1996 که واقعا از این فیلم خوشم اومد..بازیگران بزرگی همچون رابرت دنیرو- کوین بیکن – داستین هافمن در کنار براد پیت ایفای نقش می کنند.
8-The Devil's Ownمحصول 1997 براد پیت در کنار هریسون فورد
9-Meet Joe Black محصول 1998 در کنار آنتونی هاپکینز
10-Fight Club محصول 1999یک فیلم خیره کننده دیگر از براد پیت که دومین همکاری او با دیوید فینچر ( کارگردان se7en) بود.. و خیلی از منتقدین این فیلم رو بهترین فیلم براد پیت می دونن.. ادوارد نورتون هم در کنار او در این فیلم بازی می کند.
11-Snatch محصول 2000 که اینم فیلم زیباییست
12-The Mexican محصول 2001 در کنار جولیا رابرتز
13- Spy Game محصول 2001 باز هم فیلمی به کاگردانی تونی اسکات و این بار براد پیت در کنار بازیگری این فیلم رو بازی کرد که خیلی ها براد پیت رو جایگزین خوبی برای او می دانستند.. بازیگری که از نظر ظاهری نیز شباهت های بسیاری با براد پیت داره.. حتما همتون متوجه شدین منظورم رابرت ردفورد هستش!!
14- Ocean's Eleven محصول 2001 اولین قسمت از سه گانه یاران اوشن که استیون سودربرگ کارگردان اسکاری سینما اونو کارگردانی کرده و بازیگران بزرگی همچون جورج کلونی – مت دیمون – اندی گارسیا – جولیا رابرتز و براد پیت در این فیلم بازی می کنن..
15-Troy محصول 2004 که فکر می کنم همتون دیدین این فیلم رو..پس لازم به توضیح نیست..
16-Ocean's Twelve محصول 2004 که علاوه بر بازیگرانی که گفتم کاترین زتا جونز هم به این فیلم اضافه شد..
17-Mr. & Mrs. Smith این فیلم رو کامل در قسمت بالا توضیح دادم..
18-Babel در کنار کیت بلانشت
 
 
 
--------------------------------------------------------------------------------

Brad Pitt
Filmography

 
 
2008
Atlas Shrugged (announced) (in talks) .... John Galt
Chad Schmidt (announced) .... Chad Schmidt/Himself
Crood Awakening (announced) (rumored)
2007
Dallas Buyer's Club (announced)
State of Play (announced) (rumored)
The Curious Case of Benjamin Button (pre-production)  Benjamin Button
Ocean's Thirteen- Rusty Ryan
The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford (completed) Jesse James
2006
Babel  .... Richard
2005
Mr. & Mrs. Smith - John Smith
2004
Ocean's Twelve - Rusty Ryan
Troy - Achilles
2003
Sinbad: The Legend of the Seven Seas - Sinbad
2001
Mexican, The - Jerry Welbach
Ocean's Eleven - Dusty Ryan
Spy Game - Tom Bishop
To the White Sea
2000
Snatch
1999
Being John Malkovich

Fight Club - Tyler Durden
1998
Meet Joe Black - Death
1997
Dark Side of the Sun, The

Devil's Own, The - Frankie McGuire/Rory Devaney

Seven Years in Tibet - Heinrich Harrer
1996
Sleepers
1995
Twelve Monkeys -Jeffrey Goines
Se7en - Detective David Mills
1994
Legends of the Fall - Tristan Ludlow
Interview with the Vampire: The Vampire Chronicles - Louis de Pointe du Lac
 The Favor - Elliott Fowler
1993
Kalifornia
True Romance
1992
Cool World
River Runs Through It, A
1991
Across the Tracks
Johnny Suede
Thelma and Louise - J.D.
Two-Fisted Tales
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 9:20  توسط امیر  | 

جوک جدید

جک های اصفهانی توپ

اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

----------------------------------------

اصفهانیه داشته می مرده و بچه هاش همه دورش جمع شده بودند اصفهانیه با ناله می گیه پسرم عباس اینجابی و پسرش می گه بله بابا اینجام و باز می گه دخترم تو هم اینجاپی و دخترش هم می گه بله بابا جون منم اینجام و باز اصفهانیه می گه خانم تو هم هستی ؟ و زنش هم می گه بله منم هستم یه هو اصفهانیه از ته دل نعره می شدن شما همه اینجاپید اونوقت کولر اون اطاق بیکار روشنه !

----------------------------------------

یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند. 

جک های کوتاه خیلی خنده دار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دانشکده دامپزشکی 

استاد: اسب عربی را از اسب مجاری را چطور می شود تشخیص داد؟
دانشجو : به تفاوت لهجه!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کوتاه ترین جک جهان
علم بهتر است یا ثروت؟
پزشکی!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزادار 

اولی : بیا یک دست شطرنج بازی کنیم.
دومی : بابا ! من عزادارم.
اولی: عیبی ندارد ، با مهره های سیاه بازی کن!!

یه روز دوتادروغگوبه هم میرسند.اولی به دومی مگه:دیروزیه سنگوشوت کردم رفت کره ماه .دروغگودومی مگه:پس اون سنگی که دیروز به سرم خورد کار توبود؟

*

*

*

موادلازم برای درست کردن زن

.
.
.
.
.
.
.زحمت نکشید زن درست بشو نیست

*

*

*

به یکی میگن اگه حالت تهوع بهت دست داد چی کار میکنی میگه هیچی من بهش دست نمیدم

*

*

*

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

*

*

*

به طرف مگن تا حالا گول خوردی میگه نه گول بزرکه اون منو میخوره

*

*

*

یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ اخورم
یکدفه شیره نعره میکشه لره میگه مو بعضی وقتا گی زیادی
هم خوروم.

*

*

*

غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جمله سازی
معلم : امیر جان ، با حمید یک جمله بساز.
امیر : شما چقدر شبیه همید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در جریان بودن
اولی : چرا رفته ای وسط رودخانه نشسته ای؟
دومی : چون می خواهم در جریان باشم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سهمیه دعوا
اولی: از زد و خورد دیروز چیزی به گوش تو خورده؟
دومی : آره ، یک سیلی محکم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سینما
اولی: فیلم " جیب برها به بهشت نمی روند" را دیده ای؟
دومی : نه ، چون بی پولها به سینما نمی روند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سوغاتی
اولی: از مسافرت چی آوردی؟
دومی : تشریف!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جوک بندری 

یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی؟
میگه : عرق!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جک معمایی کوتاه
هانیه توسلی و حامد کمیلی با هم ازدواج میکنن بچه شون چی میشه؟
:
دعای ندبه!!!

یه رشتیه میره ژاپن

زنش واسش پول میفرسته..

*

*

*

جشنواره فیلم های افغانستان :

1 – یک تکه نان بربری برای 10 نفر : مستند

2- دیشب بی بی تو دیدم شاه مقصود : خانوادگی

3 – دخترک ناس فروش : اجتماعی

4 – چند میگری کنده کاری کنی : سیاسی

5 – ناس ، عشق ، موتور گازی : کمدی

6 – کابل بدون توقف : عشقی

7 – تا حالا موز خوردی : غمگینی

*

*

*

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی :

خوشگلا باید برقصن : امر به معروف

ای قشنگ تر از پریا / تنها تو کوچه نریا : نهی از منکر

ای خانوم کجا کجا؟ : صیغه فضولی

یه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ایتام.

نمره بیست کلاسو نمیخوام : ایثار

تو محشری از همه سری : ذکر

*

*

*

از یه نفر میپرسن میدونی اگه 40 تا کله و 40 تا پاچه را با هم بریزی تو دیگ از کجا باید بفهمیم کدوم کله مال کدوم پاچه است...

::

::

میگه کاری نداره کف پای هر کدوم رو بخاری هر کله ای خندید مال اونه!!!

 

-----------------------------------------------

اوخی اوخی چیست ؟  پاسخ لوتی به سرچوپی که تسلیم فرمان دی دی شده است !!

-----------------------------------------------

 بن چوپی چیست ؟  فردیست در کمین چوپی که هر لحظه در صدد حمله برای فتح چوپی است !!  

-----------------------------------------------

وی تف چیست؟ اخطاری بسیار جدی از طرف پدران کرد قبل از ضرب و شتم پسران !!

-----------------------------------------------

گاموله زگ چیست؟  حشره شکموئیست که به گرد کردن لاس گاو مشغول است و مثل انرژی هسته ای حق مسلم شوهان است !! 

-----------------------------------------------

تف چیست ؟  حرکتی است نمادین در میان قوم کرد ، برای از بین بردن نورانیت چهره !! 

-----------------------------------------------

کمیته انظباتی ، یک پیرزن را به علت خندیدن در یک فاتحه خوانی از دو هفتم و یک چهلم محروم و او را به پرداخت 2000 تومان پرسانه محکوم کرد !! 

-----------------------------------------------

یه کرد پولدار و باکلاس که تازه رفته انگلیس ، بچه اش رو می بره مهد کودکی تو لندن ، به مربی میگه: کمی انگلیسی یادش بده ... ، بعد از یک ماه که میره مهد کودک سراغش رو بگیره ، بچه های لندنی داد می زنن: شمس الدین باوگت حات !! 

-----------------------------------------------

حافظ و دختر ایلامی:     گفتم: غم تو دارم / گفتا: سی چی برارم ؟...     گفتم: که ماه من شو / گفتا: باوگت درارم !     گفتم: ز مهر ورزان رسم وفا بیاموز / گفتا: و لنگه کاوشم چم راست درارم !! 

-----------------------------------------------

یک ایرانگرد عازم دیدن تخت جمشید ، به علت اتمام بنزین به تخت خان رفت !! 

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:31  توسط امیر  | 

جوک های پاستوریزه و با ادبی و بی مزه !

طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده : مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده

کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه

یه پسره به باباش میگه بابا جات خالی یه شعبده باز بود که یه کبوترو تبدیل به اسکناس 1000 تومنی کرد پدر میگه: این که چیزی نیست مامانت صبح 100.000 تومن رو تبدیل به لوازم آرایشی و لباس کرد

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.
دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!

طرف يه سي دي ميخره، ميبينه سوراخه، ميره پسش ميده!

- زندان بان به زندانى گفت: همسرتان به ديدن‏تان آمده است.
زندانى گفت: كدام يكى ؟
زندان‏بان گفت: مرا مسخره كرده‏اى؟
زندانى گفت: نه، چون من به جرم داشتن دو زن به زندان افتاده‏ام

2- غروب شده بود كه دو تا دوست با هم به طرفى مى‏رفتند، يكى از آنها يكباره ذوق شاعرانه‏اش گل كرد و به ديگرى گفت: «خورشيد پديده زيبايى است، ولى فقط روزها نورافشانى مى‏كند كه هوا روشن است و اين هنر نيست كه خورشيد در روز روشن نورافشانى كند، اما ماه، شب‏ها، آن هم شبهايى اين قدر تاريك…»

3- سؤال: چك‏ها و اسلاوها از كجا مى‏دانند كه كره زمين گرد است؟
جواب: در سال 1948 امپرياليست‏ها را بيرون كردند و به طرف غرب راندند و در سال 1968 آنها از شرق برگشتند

4- گدايى در خانه‏اى را زد و مستخدمه در را باز كرد، سپس برگشت و به اربابش گفت: مردى با عصا بيرون در ايستاده است.
ارباب: بگوييد برود. ما عصا لازم نداريم

5-گدايى با حالت گريان و نزار به خانمى گفت: شما بايد موقعيت مرا درك كنيد. خيلى بدبختم، پدر الكلى، مادر مريض، بچه‏هاى گرسنه.
خانم دلش به رحم آمد و پول خوبى به او داد و سپس گفت: شما كى هستيد؟
من پدر خانواده‏ام.

6- مرد مستى وارد يك آتليه عكاسى شد و با زبان الكنى گفت: لطفاً يك عكس دسته جمعى از ما بيندازيد. عكاس با تجربه سرى تكان داد و گفت: تا من دوربين را آماده مى‏كنم شما به صورت نيم دايره بايستيد.

7- پسر كوچكى از مادرش پرسيد: وقتى كه من به دنيا آمدم تو كجا بودى؟
در بيمارستان عزيزم.
پدرم كجا بود؟
البته در دفتر كارش.
پدربزرگ و مادر بزرگ؟
خانه خودشان، كجا مى‏خواستى باشند؟
پسر بچه غرغر كنان گفت: هميشه همين طور است، هر وقت به خانه مى‏آيم، كسى نيست.

8- در يك كنفرانس پزشكى، دكتر معروفى در حين سخنرانى گفت: از آن مى‏ترسم كه ما پزشكان در اين دنيا دوستان زيادى نداشته باشيم.
صدايى از آخر سالن: در آن دنيا كمتر!

9- كشيشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسيد: بايد چه كار كنيد تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: بايد گناه بكنيم آقاى كشيش.

10- در كلاس آموزش نظامى، افسر از سربازان پرسيد: چه موقع يك سرباز مى‏تواند بدون اجازه از پادگان بيرون برود؟
يك سرباز: وقتى كه مطمئن باشد گير نمى‏افتد.

11- جناب وزير به مرخصى مى‏رود و براى حفظ سلامتى و كم كردن وزن تصميم مى‏گيرد كار بدنى بكند. بنابراين به نزد روستايى مى‏رود و از او تقاضاى كار مى‏كند. روستايى او را به داخل انبار بزرگى مى‏برد كه كوهى از سيب زمينى روى هم انباشته شده و از آقاى وزير مى‏خواهد كه آنها را بر حسب كوچك و بزرگ بودن از هم جدا كند.
دو ساعت بعد جناب وزير با پريشان حالى جلو روستايى مى‏ايستد.
روستايى: براى روز اول كار سخت و سنگينى بود؟
وزير: از جهت سختى و سنگينى كار خسته نشدم، از اين كه دائم بايد در حال تصميم‏گيرى باشم خسته شدم.

12- پيرزنى در كوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود كه دائماً آدامس مى‏جويد. پيرزن رو كرد به مرد و گفت: شما خيلى لطف داريد كه مى‏خواهيد با من حرف بزنيد تا حوصله‏مان سر نرود، ولى متأسفانه من كاملاً كر هستم.

13- يك فرانسوى در شهر مونيخ به رودخانه افتاد و عاجزانه به زبان فرانسه كمك مى‏طلبيد. يك نفر از اهل محل كه روى پل ايستاده بود با خونسردى گفت: احمق جان، بهتر بود مى‏رفتى شنا ياد مى‏گرفتى نه زبان فرانسه.

14- در يك بار دو مرد مست با هم صحبت مى‏كردند.
اسم من هانس است.
چه جالب! اسم من هم هانس است.
خانه من در خيابان فلان شماره 8 است.
چه جالب! خانه من هم همان جا است.
طبقه دوم.
چه جالب! من هم در طبقه دوم هستم.
آخر راهرو.
جالبه! من هم همين‏طور.
كافه‏چى به يكى از مشتريان كه محو اين گفتگو شده بود گفت: هر روز آخر هفته اين برنامه به همين شكل اجرا مى‏شود. آخر اين دو تا پدر و پسر هستند.

15-پسرى كار بدى كرده بود، پدرش او را گرفت و روى زانويش خوابانيد تا چند ضربه به پشتش بزند. پسر فرياد كشيد: پدرت هم تو را كتك مى‏زد؟
پدر: البته، هر وقت كار بدى مى‏كردم.
پسر: پدربزرگ تو هم او را كتك مى‏زد؟
پدر: البته كه مى‏زد. همچنين پدر او…
پسر: حال كه اين طور است پس ما دو تا بايد بنشينيم و با هم به طور جدى مذاكره كنيم تا به اين عادت زشت خانوادگى كه به ما ارث رسيده است خاتمه بدهيم.

16- پسرى براى هديه تولدش از پدرش تقاضاى يك هفت تير واقعى داشت.
پدر: چى؟ عقل از سرت پريده؟
پسر: من يك هفت تير درست و حسابى واقعى مى‏خواهم كه بتوانم با آن خوب شليك كنم.
پدر: ديگه بسه، حرف حرفه منه يا حرف تو؟
پسر: البته تو پدر، اما اگر يك هفت تير واقعى
داشتم…

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:30  توسط امیر  | 

اس ام اس سرکاری

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ
کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟ به خدا درست فکر می کنید !!

رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
دیدم
شلوار پامه !!

یک بار گفتم تو را دوست میدارم
۱۰۰۰بار گقتم
غلط کردم !!!

سك سی ترین اس ام اس سال
.
.
.
.
.
.
.
.
.
الهی چشات در بیاد كه این همه دنبال سك سی!

چشمهای تو مثل دریاست… اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

كلاغ تو آسمون تخم میزاره ولی تخمش نمی‌افته پایین، اگه گفتی چرا؟ ( نرو پایین اول فكر كن!)
.
.
.
.
.
.
.
فكر كن تنبل
.
.
.
.
چون
شورت پاش بوده.

زندگی دو چیز به من آموخت، که هرچی فکر می کنم یادم نمیاد چی بود

اگه یه همزبون می خوای ،
یه یار مهربون می خوای ،
خودشو حیرونت کنه ،
جونشو قربونت کنه ،
اصلا رو من حساب نکن !!!

سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند
.
.
.
سال
گاو مبارک

یادت باشه كه یادم بیاری كه یادت بندازم كه به یادم بیاری كه یاد بدی دیگه این وقت
شب با

اس ام اس كسی رو اسكول نكنم

ديروز كلي انتظار كشيدم نيومدي
امروز التماس كردم بازم نيومدي
ميترسم فردا چشمامو پر از اشك كني و باز نياي!
چه بد درديه
يبوست…!!!!!

رشتيه ████████████████████ مشترك گرامي دسترسي به اين اس.ام.اس امكان پذير نمي باشد

زبونی که نگه دوست دارم به درد بستنی لیسیدن میخوره !
پس
د
و
س
ت
د
ا
ر
ولش کن ! بستنیش خوشمزه تره !!!

همیشه مثل آفتابه قابل اعتماد باش !
که مردم همه چیزشان را به تو نشان دهند !!!

برق نگاهت
چشماي خمارت
لهجه ي حرف زدنت
منو ياد گداي سر کوچمون ميندازه !

از خدا مي خوام توي زندگي موانع رو از سر راهت برداره

چون
خر نمي تونه مثله اسب از روي موانع بپره !!

كاشكي علم اونقدر پيشرفت مي كرد كه مي تونستم از همين جا بوسيله اس ام اس شصت پامو بكنم تو چشات !

براي نشون دادنه علاقم به تو 3تا کوه ميسازم:
اولي کوه وفا
دومي کوه صداقت
سومي یه کوه بلند تر که هر وقت
زر مفت زدی از اون بالا پرتت کنم پايين !

خيلي بي فرهنگ و بي شعوري

در جامعه امروز بيداد مي کنه !

ميدوني رمز موفقيت چيه؟ بهت ميدم ولي قول بده پيش خودت بمونه. رمزش اينه:
0980947095977238473294709
هر چي زنگ ميزنم تلفنت نميگيره مثل اينکه جات خرابه
. . .
به مامانت بگو جاتو عوض کنه !

ببینیه چیز باحال سال تولد ت (میلادی) رو ضربدر عدد سنت کن بعد تقسیم بر 7 کن بعد نتیجه اش رو برای هرکی که میخوای اسکلش کنی بفرست

این اس ام اس ورزشیه
برو پائین
.
.
.
.
.
.
حالا برو بالا !

جون میده با تو بریم ماهی گیری آخه هیچ کس به اندا زه ی تو کرم نداره

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو… برو…

برو… برو… برو… برو… برو… برو…برو… برو… برو… برو…

بسه… حالا برگرد…!!

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k

ik ik ik ik ik ik ik i k
آفرين! ايول! بهتون تبريك ميگم! شما بالاخره تونستيد به زبون
ميمونها صحبت كنيد!

میخوام اسم تو رو با صابون تو ابرا بنویسم تا وقتی بارون میباره همه کف کنن !!!

تف به اين زندگي
تف به نامردي
تف به دلتنگي
تف به جدايي

تف برسون، تفم تموم شد!

به نام انکه طاوس را آفرید تا یه بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره

شما مذکرید یا مونث ؟ برای دانستن جواب تنها کافیست پایین را نگاه کنید .
.
.
.
.
نیوتون این پایین رو نمیگم
اون پایین رو میگم.

تو قلب من جا داری تو رگ های من جا داری درون من تو هستی . رفتم دکتر گفت انگل داری

بی تو مهتــــاب شبی بـاز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن فکر تو بودم کار نداشتم
ول میگشتم

دیشب جمال رویت را در ماه دیده بودم / گویا فضانوردان در ماه ریده بود

الان شب جمعه اس . گفتم یادی از اموات کنم
چطوری جنازه؟ (این  رو برا با جناغم فرستادم باهامون قطع رابطه کردن)

چندين ساله كه دوستت دارم و دوستت داشتم. ولي هر وقت خواستم به لبات نزديك بشم،منو با نفرت زمين زدي
.
.
.
امضا: اب دماغ

جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه
جارو برقیتم
آشغال ! (یه بار 2 هفته مخ یکی و زدم . این رو براش فرستاد کل بهم فحش داد و دیگه جواب تلمو نداد)

اگر به تبپ خود اهمیت میدهید
با ما تماس بگیرید
صنف پالان دوزان کرج

اگر عاشق شدی در شهر غربت
سوار
خر بشو برگرد ولایت

نمیدونم اون روز کی میاد که ..
.
.
.
.
تو بفهمی این پایین خبری نیست
برو همون بالا

اگر روزی کنارت گریه کردم……. بدان ان رون پیازی رنده کردم

ای مسیج که میروی به سویش
از جانب من برین به رویش

اخبار اعلام کرده   زیباترین  کره خر دنیا گمشده
بچه نشو  !  برگرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:28  توسط امیر  | 

جوک تصویری

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 13:26  توسط امیر  | 

مطالب جدیدتر